السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

1058

تعليقات نقض ( فارسى )

زيرا آن تحقيق بسيار ممتّع و نفيس و مفيد و قابل استفاده است فلّله درّه و على اللّه برّه . علّامهء قزوينى ( ره ) در حواشى و اضافات تاريخ جهانگشاى جوينى دربارهء اين عبارت جوينى ( ص 154 ) « و شخصى بلقاسم حوشب « 1 » نام را بيمن فرستاد تا دعوت كند » چنين اظهار نظر كرده است ( ج 3 ص 348 - 349 ) : « ص 154 س 8 بلقاسم حوشب ، هو ابو القاسم رستم بن الحسين بن فرج بن حوشب بن زادان النجّار الكوفى الملقّب بالمنصور ازدعاة معروف اسمعيليّه در يمن ، در شهور سنهء دويست و شصت و هشت « 2 » پدر مهدى اوّلين خلفاء فاطميّين بقول صاحب دستور المنجّمين « 3 » و مقريزى « 4 » يا يكى از اولاد عبد اللّه بن ميمون قدّاح بقول جوينى در جهانگشا و ابن الأثير در تاريخ كامل « 5 » ابن حوشب را بهمراهى علىّ بن الفضل نامى از اهالى يمن براى نشر دعوت بدان ناحيه فرستاد و ايشان از قادسيّه حركت كرده در اوايل « 6 » همانسال بيمن رسيدند و ابن حوشب در آنجا آغاز دعوت نهاد و در سنهء دويست و هفتاد دعوت او در يمن ظاهر شد و كار او بالا گرفت و اتباع او بسيار شد و شهرهاى عمدهء يمن را مانند صنعا و غيره فتح نمود و خود را منصور لقب نهاد و به تمام نواحى يمن و بحرين و يمامه و سند و هند و مصر و مغرب دعاة فرستاد ، پدر مهدى پس از مدّتى ابو عبد اللّه شيعى آتى الذكر را بيمن نزد ابن حوشب فرستاد و او را توصيه نمود كه چند گاهى در يمن در نزد ابن حوشب بسر برد و بكلّى مطيع فرمان و منقاد اوامر او باشد و بسيرهء او اقتدا نمايد و از آن پس به زمين مغرب رود ابو عبد اللّه همچنان نمود و مدّتى در يمن در ملازمت ابن حوشب بسر برد و در مجالس

--> ( 1 ) - بايد اين دو كلمه را « بو القاسم حوشب » خواند باضافهء بلقاسم بحوشب اضافهء بنوّت برسم زبان فارسى از قبيل رستم زال ، و عمرو عاص ؛ چه حوشب نام جدّ ابو القاسم است نه نام خود او كما سيجىء » ( اين ذيل نيز از علامهء قزوينى ( ره ) است ) . ( 2 ) - اتعاظ الحنفاء ص 27 و دستور المنجمين نسخهء كتابخانهء ملى پاريس ورق a 335 . ( 3 ) - دستور المنجمين در همان موضع مذكور صاحب اين كتاب هميشه از پدر مهدى به « صاحب الظهور » تعبير مىكند . ( 4 ) - اتعاظ الحنفاء ص 27 « جعفر بن محمد در سطر 5 از اين صفحه در خصوص نام پدر مهدى سهو ناسخ است بجاى « محمد بن جعفر » رجوع شود بسطر 2 از همان صفحه و بص 7 س 11 - 14 . ( 5 ) - ج 8 ص 11 در حوادث سنهء 296 . ( 6 ) - دستور المنجمين ورق a 335 .